تبليغاتX
mypoems
از بچگی به من می گفتند همه را دوست بدار اما آن زمان که فقط به یکی دل بسته بودم گفتند فراموشش کن
فاطمه جون

دختر عمه ي عزيزم تو لدت مبارك

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 12:32  توسط تهمینه  | 

 
قلبم را به تو امانت خواهم داد هرچند در هنگام سپردن به تو خود حضور ندارم مي روم مي روم به دياري كه تو نيز خود را براي رفتن به آنجا آماده كرده اي من نمي ميرم من زنده ام من زنده ام چون تو نفس مي كشي مرگم را جشن مي گيرم فقط و فقط بخاطر روز تولد دوباره تو . . . اي غريبه تولدت مبارك

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 19:59  توسط تهمینه  | 

همه ی جرم من اینست

 که شعرهایم را لای زرورقی پیچیدم

 و به نشانی تو پست کردم

 افسوس

تو به آنها

 نه آب دادی و نه نور

وقتی خشکیدند تنها

جسدشان را در سطل زباله

 گوشه ی ا تاقت

چال کردی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 16:16  توسط تهمینه  | 

دلم تنگ است

دلم میسوزددلم میسوزد از باغی که میسوزد

نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری

مرا آشفته میسازد چنین آشفته بازاری

(البته این از خودم نبود)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 19:3  توسط تهمینه  |