|
از بچگی به من می گفتند همه را دوست بدار اما آن زمان که فقط به یکی دل بسته بودم گفتند فراموشش کن
|
با اوني که پنهوني سر روي شونش مي ذاري
من که رفتم ولي اين رسم وفاداري نبود
قصه چشمهاي تو واسه من تکراري نبود
من که رفتم ولي خوب موندي سر قول و قرار
خوب رها کردي دستامو توي اولين بهار
من که رفتم حالا تو مي موني و عشق جديد
مي دونم چند روز ديگه مي شنوم جدا شديد
من که رفتم ولي مزد دستهاي من اين نبود
دل من لايق اينکه بشکنيش نبود
من که رفتم توبرو دل بده دست ديگري
به قول حافظ ما هم داريم يار ديگري ...
خيلي سخته تو يه نفر رو دوست داشته باشي ولي اون يه نفر .ندونه يا نخواد بدونه.....
خيلي سخته تو به يه نفر به يه نگاه عاشقانه نگاه كني ولي اون با يه نگاه سرد نگاهت كنه.....
خيلي سخته كه تو شب ها با يدادش بخوابي ولي اون لحظه اي به ياد تو نباشه....
خيلي سخته وقتي تو به اون لبخند مي زني اون با نگاه سردش لبخند رو روي لبهات منجمد كنه....
خيلي سخته وقتي توي البوم عكسهات عكس اون رو مي بيني و با نوك انگشتات عكسشو نوازش
ميكني قطره اشكي از چشمت عكسها رو خيس كنه...!!!
پاسخ داد : « خرد طبيعي »
پرسيدند : اگر آن نباشد ؟
گفت : « ادب » كه سيرتهاي نكوهيده و عادت هاي ناپسند را بپو شاند .
گفتند : اگر آن هم نباشد ؟
گفت :« خوي خوش » كه با مردمان مدارا كند .
گفتند : اگر چنين صفتي هم نباشد ؟
گفت : هيچ چيز بهتر از مرگ نيست ، زيرا وجود چنين فردي نه فايده اي براي خود و نه سودي براي
ديگران دارد .
که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد
سنگ غرق شود
نه انکه تو متلاطم شوی![]()