تبليغاتX
mypoems
از بچگی به من می گفتند همه را دوست بدار اما آن زمان که فقط به یکی دل بسته بودم گفتند فراموشش کن
         
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود
و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او سجاده اش عبور کرد
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد:
هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی!
مجنون به خود آمد و گفت:
من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم
 تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 17:37  توسط تهمینه  |