|
از بچگی به من می گفتند همه را دوست بدار اما آن زمان که فقط به یکی دل بسته بودم گفتند فراموشش کن
|
اينجا
بيدارباش خشخش
در خاربن
آذين هوش تو
و مرگ
مرگ گزنده، مرگ گريزنده
همسايه همارهِ تنهايي تو خواهد بود
در خشمز هر شرزهِ ماران.
تنهايي كويري ما آسان نيست
هشدار
اينجا
خورشيد بوتهواري از تفتن است
و نور تازيانه بيداري است
و هرم خون مردان است
درياوشي كه در رگ توفيدن
از كرانه خشم و شن
جاري است
اينجا
شب، مثل شب
صد آسمان ستارهِ بيدار بايد باشي
ورنه
غول هزار چشم هراسيدن
زودا كه پرتو راه ببندد
و روز، مثل روز
روشنتر از نگاهي هشيار بايد باشي
ورنه
آئينههاي هيچ نماي سراب
زودا كه بر تو باز نمايند
نقش تو را
به گونه نقشي بر آب
دستت در آستانه پيوستن ميلرزد
تنهايي كويري ما آسان نيست
زنهار
اينجا
مردان ره به كنگره آسمانشكاف نترسيدن
بر ميشوند
با ريسماني از مار